سل یو

سیستم همکاری در فروش فایل

سل یو

سیستم همکاری در فروش فایل

بررسی نظرسنجی پدیده وندالیسم در بین نوجوانان منطقه (10)

وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است روشی که در این تحقیق استفاده شده است روش پیمایشی است
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 180 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 103
بررسی نظرسنجی پدیده وندالیسم در بین نوجوانان منطقه (10)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

- مقدمه.............................. 2

- اهداف تحقیق........................ 4

- بیان مسأله ........................ 5

- اهداف پژوهش........................ 7

- انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر....... 8

- فرضیه یا فرضیه های پژوهش........... 9

- متغیرهای مورد مطالعه............... 10

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

الف) مبانی نظری پژوهش.................. 13

- نظریه آنومی دورکهایم............... 13

- نظریه آنومی و اغراق مرتن........... 17

- نظریه اشتوتزل و نظریه هیجان جمعی... 19

- نظریه وندالیسم هوبر................ 20

- اریش فروم.......................... 22

- نظریه روان پویایی ریچارد جنکنیز.... 23

ب)پیشنه های پژوهش...................... 25

- ادبیات تحقیق....................... 25

- نظریه ها........................... 27

- افرادی که در رابطه با این پدیده تحقیقاتی انجام داده اند 27

فصل سوم: فرآیند پژوهش

- روش پژوهش.......................... 35

- جامعه آماری........................ 36

- نمونه ها و روش نمونه گیری.......... 37

- سه نوع روش نمونه گیری غیر احتمالی.. 39

- انواع نمونه گیری احتمالی........... 39

- روش جمع آوری اطلاعات................ 40

- روش تجزیه و تحلیل داده ها.......... 41

فصل چهارم: یافته های پژوهش

- مقدمه.............................. 43

- جداول یک بعدی...................... 44

- نمودارها........................... 69

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

- بحث و نتیجه گیری................... 95

- محدودیتها و مشکلات پژوهش............ 98

- پیشنهادها.......................... 99

- فهرست منابع....................... 101

ضمائم

- نمونه پرسشنامه.................... 104

- تصاویر وندالیسم


فهرست مطالب

عنوان صفحه

جداول یک بعدی

جدول شماره 1: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فراوانی جنسیت 44

جدول شماره 2: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن 45

جدول شماره 3: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت مسکن 46

جدول شماره 4: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان درآمد 47

جدول شماره 5: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فرزند چندم
خانواده................................ 48

جدول شماره6: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
مادر................................... 49

جدول شماره7: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
مادر................................... 50

جدول شماره8: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
پدر.................................... 51

جدول شماره9: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
پدر.................................... 52

جدول شماره10: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مطالعه کتاب 53

جدول شماره11: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تماشای برنامه های تلویزیون............................... 54

جدول شماره12: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب گذراندن اوقات
فراغت.................................. 55

جدول شماره13: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تعداد دوستان 56

جدول شماره14: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب صمیمیت با افراد خانواده................................ 57

جدول شماره15: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب لذت از کارها 58

جدول شماره16: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب انگیزه خودنمایی در بین نوجوانان........................ 59

جدول شماره17: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب قرار گرفتن در جمع دوستان ................................ 60

جدول شماره18: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن بلوغ 61

جدول شماره19: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب کمبود محبت در بین نوجوانان............................... 62

جدول شماره20: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب نشان دادن اعتراض در بین نوجوانان........................ 63

جدول شماره21: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سرگرمی در بین نوجوانان............................... 64

جدول شماره22: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات خانوادگی در بین نوجوانان........................... 65

جدول شماره23: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات
اقتصادی................................ 66

جدول شماره24: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب افت تحصیلی 67

جدول شماره25: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب احساس اجحاف در بین نوجوانان........................... 68

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار1: فراوانی جنسیت ................ 69

نمودار 2: فراوانی سن................... 70

نمودار3 : فراوانی وضعیت مسکن........... 71

نمودار4 : فراوانی میزان درآمد.......... 72

نمودار5 : فراوانی فرزند چندم خانواده... 73

نمودار6 : فراوانی میزان اشتغال مادر.... 74

نمودار7 : فراوانی میزان تحصیلات مادر.... 75

نمودار8 : فراوانی وضعیت اشتغال پدر..... 76

نمودار9 : فراوانی میزات تحصیلات پدر..... 77

نمودار10: فراوانی مطالعه کتاب.......... 78

نمودار11 : فراوانی تماشای تلویزیون..... 79

نمودار12 : فراوانی گذراندن اوقات فراغت. 80

نمودار13 : فراوانی تعداد دوستان........ 81

نمودار14 : فراوانی افراد صمیمی در خانواده 82

نمودار15 : فراوانی لذت بردن از کارها... 83

نمودار16 : فراوانی انگیزه خودنمایی..... 84

نمودار17 : فراوانی بودن در جمع دوستان.. 85

نمودار18: فراوانی سن بلوغ.............. 86

نمودار19 : فراوانی کمبود محبت.......... 87

نمودار20: فراوانی نشان دادن اعتراض..... 88

نمودار21 : فراوانی سرگرمی.............. 89

نمودار22 : فراوانی مشکلات خانوادگی...... 90

نمودار23 : فراوانی مشکلات اقتصادی....... 91

نمودار24 : فراوانی افت تحصیلی.......... 92

نمودار 25: فراوانی احساس اجحاف......... 93


مقدمه:

وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است. آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد. درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است. روشی که در این تحقیق استفاده شده است. روش پیمایشی است.

دراین تحقیق تئوریهای مختلفی جهت تبیین و فهم بهتر پدیده ی وندالیسم مطرح شده است. در این پژوهش جامعه ی مورد نظر نوجوانان منطقه 10 تهران می باشند. فرضیاتی که در تحقیق مطرح است عبارتند از: بررسی رابطه بین سن بلوغ و رفتار نابهنجار.

- بررسی رابطه بین جلب توجه مردم و رفتار نابهنجار، بررسی رابطه بین عصبانیت و رفتارنابهنجار بررسی رابطه بین گذراندن اوقات فراغت و رفتار نابهنجار (وندالیسم)

جا انداختن موضوع تخریب برای افراد در سنین کودکی شاید کار خیلی سختی نباشد و بسیاری از ما پذیرفته ایم کودکان و نوجوانان مقداری شیطنت باید داشته باشند ولی همه اینها باید کنترل شده باشد جامعه باید بپذیرد نوجوانان نیز دارای انرژی هایی هستند که باید از زمان و مکان معین تخلیه شود ولی نحوه تخلیه آنها بسیار مهم است و زمینه و بستر مناسب را برای ارضا نیازهای نوجوانان توسط جامعه باید مشخص شود اگر این توان و انرژی این هیجان احساس در یک مسیر قرار نگیرد شاید همانند یک سیل، ویرانگری کرد و عوارض فردی و اجتماعی داشته باشد.

بسیاری از پدیده های اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی جامعه ما متأثر از گزینش های متفاوت نسل هایی است که از پی هم می آیند و می روند. این پدیده در جامعه ما برجسته تر است چرا که تفاوت ها و تمایزات موجود بین باورها، تفکرات، تصمیمات و مهمتر از همه ملاک های گزینش های نسل های مختلف در جامعه ما محسوس تر و ژرفتر است. درونی شدن آن باورها، نهادی شدن همان رفتارها و بازنشستن همین گزینش ها است که ماهیت و تحول هر یک از پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما را رقم می زند.

پدیده نابه هنجاری متداول است که همواره در هر جامعه ای بین نسل های مختلفی وجود دارد که همواره از مقداری تعارض و کشمکش نیز برخوردار است و شکاف بین نسل از تمایزاتی قطبی و شدید بین نسلی حکایت دارد که تنها صورت برونی آن می تواند به شکل تعارضات و کشمکش های نسلی بروز کند.

اهداف تحقیق:

1- شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیستی.

2- بررسی ابعاد اجتماعی مختلف پدیده وندالیسم.

3- عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.


بیان مسأله:

درشرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزارهایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد. در نتیجه از راه های دیگری که خلاف است سعی می کند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فرد نا به هنجار شده است. و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا به سامانی شده است با از بین رفتن ارزشها و هنجارها یا ضعف شدن هنجارها و ارزشها، اعضای جامعه، دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند . به نظر مرتن(فرجاد، 1382: 12) بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است. نا به هنجاری ها در قالبهای مختلفی: سرقت، اعتیاد، فرار از خانه، سرقت، فحشا که ناشی از طلاق اختلاف والدین، ستیزخانوادگی و ... یکی از این نابه هنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز جاده ها، دیوارها و... باشد چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود. از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی می باشد. اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید با توجه به این که به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک تلفن، اتوبوس ها، کندن جاده ها، خراب کردنه دیوارها، شکستن شیشه های مغازه و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوانان بوده ایم(پاتریس رانورن، ص 28) وندال ها درعین حال در یک گروه سنی معین واقع اند. در نوجوانان و جوانان بین 10 تا 25 سال بیشتر از دیگر گروه های سنی به چشم می خورد. (محسنی تبریزی، 1383: 267)


اهداف تحقیق:

- در جهت فهم علت روی آوردن به پدیده وندالیسم بررسی انجام
می دهیم.

- از جمله اهداف پژوهش عبارتند از:

1) شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیسمی.

2) بررسی ابعاد اجتماعی پدیده وندالیسم.

3) عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.


انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر

بررسی وضع موجود وندالیسم در تهران و ابعاد و آثار آن اپیدمیولوژی (همه گیر شناسی) و ایتولوژی (سبب شناسی) وندالیسم در تهران با شناخت ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی و فردی و شخصیتی وندالها و پی بردن به علل وندالیسم این طرح می کوشد راههای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی را پیشنهاد دهد.


فرضیه یا فرضیه های پژوهش

- آیا مشکلات اقتصادی خانواده سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟

- آیا احساس بی عدالتی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟

- آیا افت تحصیلی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان
می شود؟


متغیرهای مورد مطالعه:

متغیرهایی برای بررسی پدیده وندالیسم مطرح است که عبارتند از:

مشکلات اقتصادی، بی عدالتی، افت تحصیلی

(تعریف نظری وتعریف عملیاتی واژه ها)

1) مشکلات اقتصادی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر نداشتن خانه، نداشتن کار، نداشتن پول، برای گذراندن زندگی قابل بررسی است.

2) خانواده: گروهی از افراد که برای تامین نیازهای یکدیگر کنار هم زندگی می کنند و هدف مشترکی را دنبال می کنند که تشکیل شده از پدر، مادر، فرزندان.

3) روی آوردن: پدیده ای است که افراد را به شکل های مختلف به خود جلب می کند و افراد از روی میل و رغبت درونی به آن کشش نشان می دهند.

4) وندالیسم: تخریب کردن اموال عمومی زمانی که نیروی جمعی در افراد جمع می گردد و افراد بر روی اموال عمومی خود نمایی انجام می دهند.

5) نوجوانان: نوجوانی به مرحله ای اطلاق می شود که یک سری تغییرات فیزیکی، فکری، رفتاری درفرد ایجاد می شود.

6) بی عدالتی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر فرق گذاشتن، فقر اقتصادی، کم محبتی قابل بررسی است.

7) افت تحصیلی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر علت افت، پایه ی افت تحصیلی، مشکلات خانوادگی قابل بررسی است.



الف) مبانی نظری پژوهش

  • · نظریه آنومی دورکهایم

تعریفی که دورکهایم از بزهکاری و نابهنجاری ارائه می دهد اولا کلی است و دربرگیرنده همه صور و اشکال بی هنجاری از جمله وندالیسم است ثانیاً با آنچه که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان در تفسیر آرای وی
گفته اند تفاوت بسیار دارد. به نظر دورکهایم کژرفتاری و بزهکاری یک واقعیت اجتماعی است و از این رو بهنجار است و نه نابهنجار. اما این مراد در هر وضعیت اجتماعی درست نیست. جنایت در واقع تعیین کننده مرزهای وجدان اجتماعی و اخلاق جمعی است بدینگونه جنایت به وجدان جمعی بستگی دارد. اگر وجدان جمعی دگرگون شود و تحول باید مفهوم جنایت و بزهکاری نیز دگرگون می شود. بدین ترتیب بزهکاری با دگرگونی اجتماعی بستگی دارد و در مواردی دارای پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی است. چه بسا که جنایتکاران امروز نوآوران و پیامبران فردا باشند.(اشرف).

بدینگونه به نظر دورکهایم بزهکاری همیشه و در هر شرایطی آسیب شناسانه نیست بلکه در مواردی پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی در بردارد و آن در صورتی است که نظام اجتماعی و وجدان جمعی آسیب شناسانه بوده و دگرگونی در آن ضروری باشد.

در تعریف دورکهایم آنومی اشاره به نوعی بی سازمانی، اختلال، اغتشاش، گسستگی، بی هنجاری درنظام جمعی دارد. او بی هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه بعنوان قواعد و الگوهای عمل برای اعضای خود متصورشده است بکار می برد. به نظر او روان و رفتار آدمی عمدتاً به وسیله مغز یا ذهن گروهی هدایت و کنترل می شد. کنش فرد بر واقعیتی بنام هنجار قرار داد.

«هنجارها» اشاره به سیستم پاداش ها و مجازاتهایی می کند که اجرای اصول و قواعد رفتاری جامعه را تضمین می نماید. زیرا زندگی اجتماعی در صورت وجود نظمی خاص امکان پذیر است. در روابط متقابل، انسانها لازم می دانند که رفتار طرف مقابل و به طور کلی پیش بینی کنند تا به موازات این اعمال خود را تنظیم نمایند. در حقیقت آنها هنجارهایی را شناخته و بر پایه آن فرض می کنند که دیگران هم آنان را مراعات خواهند کرد.

به عقیده دورکهایم حدود خواسته های فرد در جامعه تاریخ هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است که شخص می تواند تمایلات، خواهشها و خواسته های خود را محدود و در حدی معتدل و عملی تنظیم کند. در صورتی که هنجارهای جامعه دچار شکستگی و گسستگی (آنومی) شوند و وضع نابسامانی پیش آید، فرد دیگر قادر نیست رابطه منطقی بین خود و جامعه برقرار و در متابعت از قوانین، هدفها و رفتار خود را تنظیم کند. در چنین شرایطی است که فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابسامانی بسر می برد. این نابسامانی در رفتار و کنش او متجلی و منعکس است و احتمال اینکه فرد در چنین شرایطی دست به رفتاری بزند که از نظر اجتماعی هنجار شکنی و انحراف شناخته شود زیاد است. بنابراین بر اساس این تئوری، عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم یگانگی و یا همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. در واقع انحراف پاسخ و واکنشی به لجام گسیختگی اجتماعی است و هر چه میزان بی هنجاری و عدم وفاق در مورد هنجارها بیشتر شود انحراف و کجروی نیز افزایش می یابد.

دورکهایم مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی را در دو سطح فردی و اجتماعی به کار برده است. آنومی در سطح فردی، نوعی نابسامانی فردی است که منجر به گسستگی و شکستگی انسان و معیار رفتار وی می شود. و به تعبیری: نوعی احساس فردی از بی هنجاری است و نشانگر حالتی فکری که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می شود. چنین حالتی همراه با اختلالات و نابسامانی هایی درسطح فردی بوده، و فرد نوعی احساس
بی هنجاری، پوچی و بی قراری را تجربه می کند. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال، اغتشاش و بی هنجاری در نظام جمعی است که در آن احساسات فرد با توجه به سیستم اجتماعی سنجیده می شود. زمانی که توازان اجتماعی وجود ندارد فرد فاقد وسیله لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای مقرره و همچنین فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. در چنین حالتی فرد ممکن است دست به رفتاری نابهنجار زده و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع کند.

بطور کلی سه نوع کجروی در آثار دورکهایم می توان یافت:

1- کژ رفتاری زیستی و روانی: که تنها نوع کژرفتاری در اجتماع کامل و
بی عیب و نقص است. این نوع کژرفتاری نمونه کردار فرد بیمار در جامعه سالم است.(جامعه سالم، فرد بیمار)

2- کژرفتاری انقلابی: که برای دگرگونی وضع نابسامان اجتماعی پدید
می آید و چنانکه اشاره شد بهترین نمونه آن سقراط است که برای دگرگونی اخلاق آتنی به پاخاست و سرانجام به اتهام جنایت و کجروی محکوم به مرگ شد و جام شوکران نوشید(جامعه بیمار،فرد سالم).

3- کژرفتاری چوله: که نمایانگر کردار افرادی است که هم تربیت اجتماعی مناسب نیافته اند و هم در جامعه بیمار زندگی می کنند(جامعه بیمار، فرد بیمار)

این نوع کژ رفتاری یا از خودپرستی یا از بی هنجاری سرچشمه می گیرد و از این کژ رفتاری خودخواهانه و کج رفتار بی هنجار نامیده می شود.

بدین ترتیب اگر جامعه سالم باشد دو نوع رفتار در آن دیده می شود:

1- رفتار عادی که همان همرنگی با اخلاق جمعی است.

2- کژ رفتاری که ناشی از عیبهای زیستی و یا اختلالات روانی است.

در مقابل اگر جامعه بیمار باشد. دو نوع کژ رفتاری نیز در آن مشاهده
می شود:

1- کژ رفتاری انقلابی

2- کژ رفتاری ناشی از خودپرستی

  • · نظریه آنومی و اغراق مرتن

به نظر مرتن احساس واقعی سرخوردگی، درماندگی، بیعدالتی، به تنهایی از هیچ یک از این عوامل بر نمی خیزد بلکه از روابط خاص میان آنها پدید می آید. برغم مرتن بریدگی میان اهداف، قواعد و وسایل نهادی شده ممکن است به دو صورت پدید آید:

1- به خاطر وسعت یافتن شتابان هدفها

2- بواسطه محدود شدن تعریف راههای مشروع برای دست یافتن به آنها

لکن برای گسیختگی میان اهداف و وسایل هیچکدام از این جنبه های فرهنگی و اجتماعی لازم نیست دگرگون شوند.

اگر توزیع واقعی امکانات و فرصتها دگرگون شود.(همچون زمان رکود اقتصادی) رفتارهای همساز با قواعد اجتماعی که زمانی موجب نیل به اهداف می شده است دیگر فرد را به پاداشهایی که در انتظار آنهاست رهنمون
نمی شود.

بدین ترتیب کنش متقابل میان این متغیرها که ساخته و پرداخته شرایط اجتماعی است موجب ناراحتی و فشار بر فرد می شود.(همان : 171).

بدین ترتیب مرتن انحراف و کژرفتاری را ناشی از گسستگی و انفصال بنیادی بین هدفهای فرهنگی و وسایل نهادی شده جهت نیل بدانها می داند. از این رو انحراف از شخصیتهای مرضی ناشی نمی شود و لذا نه یک مسأله خاص فردی بلکه بعنوان امری اجتماعی و برخاسته از ساخت اجتماعی است.

توجه ویژه مرتن به فرهنگها و جوامع است که تأکید زاید الوصفی بر ارزشها و اهداف فرهنگی داشته و در مقابل اسباب و وصول به آن اهداف کمتر تأکید و مشخص شده است. از این رو، به واسطه عدم تناسب بین هدف و وسیله، تشکل و یکپارچگی فرهنگی بوجود نیامده حالتی از احساس بی هنجاری یا آنومی در جامعه حاکم است.(محسنی تبریزی، 1370: 60).

مرتن تأکید خاصی نیز بر روی توزیع فرصتها بین افراد مختلف یک جامعه دارد و عدم توزیع مساوی فرصتها در دسترسی به اهداف و وسایل را عامل مهمی در انحراف می داند. بدین گونه که معتقد است تمام اعضای یک جامعه در ارزشهای مشترک اجتماعی سهیم اند، امااز آنجایی که اعضای جامعه از نظر ساختارهای اجتماعی در شرایط گوناگونی قرار دارند و برای فهم ارزشهای مختلف از فرصتهای مساوی برخوردار نیستند، چنین وضعی ممکن است موجب انحراف گردد.

  • · اشتوتزل و نظریه هیجان جمعی

از نظر اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی اموری نهادی است نه خود به خودی بنابراین، دارای معنی و کارکرد اجتماعی است. و از طغیان نیروهای غریزی ناشی نمی شود.

با این همه آنچه بطور عینی و از بررسی های گسترده درباره وضع انبوههای مردم بدست می آید این است که در وضع نفسانی و رفتارهایی که با اوضاع و احوال اجتماعی معینی مربوط است، تفاوتهای بسیار زیادی مشاهده می شود.

در اوضاع و احوال انبوهی برخلاف تصور معمول، جنبه افرادی اشخاص از میان نمی رود بلکه آمادگی های قبلی آنان پیوسته آثار نمایانی را در رفتارشان ایجاد می کند.

منظور این نیست که اثبات وجود مراحل منظم رفتار در اوضاع مختلف انبوهی امکان ندارد، چنانکه در مواردی چون سوانح دیده شده است. رفتارهای فردی همگی به یک صورت نیستند اما تجزیه و تحلیل به روشنی نشان می دهد که این رفتارها دارای ادوار و مراحلی است و واکنشهایی وجود دارند که به نحو معینی یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.

از نظر جامعه شناسی تفکیک و تمیز افرادی که نقشهای مختلفی را در اوضاع و احوال جمعی به عهده دارند مستلزم وجود پیش آمادگیهای روانی ضمنی متفاوت است. اشتوتزل این پیش آمادگیها را نه در اعمال خشونت آمیز بلکه در وضعی که جنبه شور و هیجان عمومی داشت روشن ساخته است.(محسنی تبریزی، 1374: 195-194)

بدین ترتیب اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی نظیر رفتارهای وندالیستی گروهی را اعمال و اموری نهادی می داند که نه خود به خودی، بلکه دارای معنی و کارکرد اجتماعی است، مع الوصف وضع رفتار و خصوصیات نفسانی کنشگران جمعی از یک سو و محرکهای بیرونی و کیفیات آنها (از نظر تحریک کنندگی شور و هیجان عمومی و یا حزن و اندوه و خشم) از سوی دیگر
می باید مورد توجه قرار گیرد.

  • · نظریه وندالیسم هوبر

نظریه هوبر در باب وندالیسم عمدتاً مبتنی بر تحقیقات وی در زمینه خشونت و وندالیسم در وسایل حمل و نقل عمومی در اروپاست. هوبر در این تحقیقات عوامل متعددی را در بروز رفتارهای وندالیستی مطرح می سازد که از شایع ترین آنها جلب توجه بواسطه کمبود محبت، خودخواهی، احساس عدم تعلق به وسایل نقلیه خودکار، احساس خودباختگی، احساس غلبه ماشین بر انسان، حس انتقامجویی و داشتن شخصیت ضد اجتماعی است. به نظر هوبر در خانواده هایی که کودکان نمی توانند نیاز به تأیید و منظور شدن خود را از سوی دیگران برآورده سازند از یکسو دچار ناکامی سرخوردگی گردیده که در اثر آن شخصیتی پرخاشگر پیدا می کنند و ازسوی دیگر اینگونه کودکان، بواسطه آنکه از دیگران توجه و محبتی دریافت نمی دارند، خود جای والدین
بی توجه را گرفته، خود، خود را عزیز می دارند که این امر احساسات خود خواهی و خود پرستی را در آنان تقویت می کند. از طرفی توسعه و تکوین «من اجتماعی» در بستری خاص مجال بروز خودپنداره و عزت نفس را در این کودکان سلب کرده، خودشناسی و هویت یابی آنان دستخوش اختلال و اغتشاش می گردد، به طوری که در این کودکان احساس از خودبیگانگی و بحران هویت به شدت مشهود است.

تحقیقات هوبر همچنین نشان می دهد که در وندالها احساس انتقامجویی و خصومت نسبت به جامعه بالاست. آنها همچنین پیچیدگی وسایل نقلیه مدرن،کیفیت، سرعت و قدرت آنها را از یک سو و خودکار بودن این وسایل را از سوی دیگر که دخالت و کنترل انسان را به حداقل تقلیل می دهد علت احساس غلبه ماشین بر انسان قلمداد کرده قیام بر علیه این وسایل را که با تخریب و صدمه زدن به این وسایل همراه است توجیه می کنند(هوبر، 1991: 22-19)

هوبر در طرح واره ای بطور شماتیک این عوامل را که بر تمایلات فرد به بروز رفتارهای وندالیستی تأثیر می گذارند نمایش داده است.

  • · اریش فروم

بنظر فروم در جامعه صنعتی و تحت روابط اجتماعی تولید نظام سرمایه داری انسان قادر به ایفا و تأمین رضایتمندانه بسیاری از این نیازها نیست. به جای آنکه از یگانگی با طبیعت مسرور و شادمان باشد از بیگانگی با آن و ازتنهایی و انزوا و پریشانی خاطر اندوهناک است. با آنکه توانمند به تغییر طبیعت است، قادر به نمایش خلاقیت خود و ارضاء این نیاز نمی باشد.خود را نمی شناسد، از طبیعت خود جدا افتاده است، به خویشتن خود راهی نیست و نمی داند چه هست و چه باید باشد. و از بحران هویت رنج می برد. سرگشته ای است در وادی حیرت.

فروم نیز منشأ ریشه کژ رفتاری را در ناهمسازی انسان و نیازهایش با ساختارها و نهادهای مسلط در جامعه سرمایه داری می داند و معتقد است اولاً نظام اجتماعی با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار هنجاری های پذیرفته شده پایه و مایه انحرافات و مسایل اجتماعی هستند. از این رو مسأله اساسی در نظامات طبقاتی و سرمایه داری در سلطه هنجارهایی است که با نیازهای آدمی در ستیزند، هنجارهایی که از فرهنگ طبقه توانمند و زور آور سرچشمه
می گیرد و هر گونه انحرافی از آنها را به شدت مجازات می کند.

ثانیاً از خود بیگانگی انسان که محصول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نظام سرمایه داری و صنعتی است مانع تحقق هدفهای فردی و گروهی می گردد. زیرا نظام اجتماعی همراه با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار و هنجارهای پذیرفته شده آن اموری در نظر می آیند که از وجودانسان سرچشمه گرفته اند، از آن بیگانه شده اند و در برابر وی قرار گرفته اند و وجود خویش را بر آدمی تحمیل کرده اند. از این رو در بسیاری از موارد رفتارهای ناهنجار انسانی در شکل وندالیسم، خشونت و رفتارهای ضد اجتماع بخاطر همسازی و همرنگی آدمی با شرایط محیط اجتماعی است. که از سوی طبقات و گروههای حاکم و پاسداران نظام اجتماعی بر افراد و گروههای انسانی تحمیل شده است و افراد جامعه نیز بدان رفتارها گردن نهاده اند.

  • · نظریه روان پویایی ریچارد جنکینز

جنکینز معتقد است عیبهای فراخود می توانند به چند صورت ظاهر شوند:

1- عدم رشد و نمو فراخود یا وجدان اجتماعی که پی آمد آن شخصیتی است بی بند و بار بی توجه به نظر دیگران نسبت به اعمال و رفتار خود.

2- فراخودی که سهل گیر و گاهی بی تفاوت است.

3- فراخودی که نسبت به گروه خودی سختگیر و نسبت به گروه غیرخودی سهل گیر است.

4- فراخودی که نسبت به برخی از رفتارها سختگیر و نسبت به برخی دیگر سهل گیر است.

5- فراخودی که ذاتاً نادرست و ضد اجتماعی است و انجام برخی از انواع نابهنجاری ها را واجب یا مستحب و یا مباح می داند.


ب) پیشنه های پژوهش

ادبیات تحقیق

وندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی که از قوام ژرمن- اسلا وبه شمار می رفت که در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه او در ویستول زندگی می کردند آنان مردمانی جنگجو، خون خوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمین های اطراف قلمرو خود تحظی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه
می پرداختند روحیه ی ویرانگرانه ی قوم وندال سبب گردیده است که درمباحث آسیب شناسی کلیه ی رفتارهای بزهکارانه ای که به منظور تخریب آگاهانه اموال، اشیا و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت وآثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای با وندالیسم منتسب
می گردد.

پاتریس ژانورن در وجه تسمیه واژه و تاریخچه وندالیسم می نویسد:

روزگاری در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه بزرگ در ویستول قومی به نام وندال زندگی می کرد در عهد سلطنت یکی از پادشاهان این قوم به نام ژانسریک یا گنسریک که از 428 تا 477 میلادی سلطنت می کرده است وندال ها که پیشتر سرزمین های گل (فرانسه امروز) و اسپانیا را به تعریف خود آورده بودند به متصرفات روم در آفریقا حمله کرده، کارتاژ را گرفته و بر مدیترانه مستولی گردیدند آنان بر سر راه از آبادی و آبادانی هر چه دیدند نابود و تاراج کرده چیزی بر جای باقی ننهاده همین شهرت تاریخی سبب شده که امروز وندالیسم را به معنی ویرانگری و وحشی گیری و خرابکاری به کار برند.

هر ساله در سراسر جهان، میلیون ها دلار صرف تعمیر و جایگزینی چیزی می شود که وندال ها کمر به نابودی آنها بسته اند. در روسیه گزارش شده است که اعمال عمومی وندال ها، شامل شکستن لامپ ها وشیشه ها،پرتاب سنگ به قطارهای درحال تردد و خراب کردن تلفن های عمودی و نابود کردن سنگ قبرها در قبرستان های روسیه می باشد. یادبودهای درهم شکسته ی روی قبرها یک منظره ی عمومی است در آلمان غربی و سوئد، آسیب رساندن و تخریب علائم جاده ها و خیابان ها، صندلی اتوبوس ها و وسایل حمل و نقل وکیوسکهای تلفن شایع است. (موبر، 1991: 134)


پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن (همراه با مثالهای تشریحی)

دانلود پاورپوینت ارائه کلاسی با عنوان بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن(همراه با مثالهای تشریحی) در حجم 39 اسلاید همراه با نمودارها، توضیحات کامل و همچنین مثالهای تشریحی ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری، تصمیم گیری در مسائل مالی و مدیریت مالی 2 رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد
دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pptx
حجم فایل 1779 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 39
پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن (همراه با مثالهای تشریحی)

فروشنده فایل

کد کاربری 19

عنوان: پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن(همراه با مثالهای تشریحی)

دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی- مدیریت مالی 2)

فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)

تعداد اسلاید: 39 اسلاید

این فایل در زمینه " بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن" می باشد که در حجم 39 اسلاید همراه با نمودارها، توضیحات کامل و همچنین مثالهای تشریحی با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری، تصمیم گیری در مسائل مالی و مدیریت مالی 2 رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:

مقدمه

بودجه بندی سرمایه ای در وضعیتهای نامطمئن

ریسک و بازده

ریسک در چهارچوب بودجه بندی سرمایه

مفروضات بودجه بندی سرمایه ای

مفروضات رفتاری

روشهای آماری برای محاسبه ریسک و بازده

ارزش موردانتظار یک جدول توزیع احتمالات

ارزش مورد انتظار توزیع احتمالات جریانهای نقدی

واریانس و انحراف معیار

ضریب تغییرات توزیع احتمالات

ریسک ، بازده و ارزش فعلی خالص طرح

ریسک صاحبان سرمایه و شرکت

بازده و ریسک سرمایه گذاران

ریسک مجموعه سهام و بازده سرمایه

خرید انواع سهام و کاهش ریسک

تجزیه ریسک پرتفوی

بتا (β) : شاخصی برای تعیین ریسک سیستماتیک

ارزش فعلی خالص طرح بر مبنای نرخ تنزیل تعدیل شده

نتیجه گیری

پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.


دیکشنری انگلیسی به انگلیسی جامع و کامل از اصطلاحات رشته ی مواد

یک دیکشنری جامع و کامل از اصطلاحات رشته ی مواد این دیکشنری بهترین دیکشنری دنیا و مورد استفاده دانشگاه های دنیا در زمینه علم مواد می باشد دیکشنری بسیار کامل که هر اصطلاح و عبارتی در زمینه علم مواد و حتی نانو تکنولوژی را می توانید در آن پیدا کنید البته زبان این کتاب انگلیسی می باشد اما با توجه به زبان ساده آن، با سطح زبان پایین هم قابل استفاده می ب
دسته بندی مواد و متالوژی
فرمت فایل zip
حجم فایل 3287 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 275
دیکشنری انگلیسی به انگلیسی جامع و کامل از اصطلاحات رشته ی مواد

فروشنده فایل

کد کاربری 7218

‎ Concise Dictionary of Materials Science
Structure and characterization of polycrystalline materials
نویسنده‎ Vladimir Novikov: ‎

‎ Concise Dictionary of Materials ScienceStructure and characterization of polycrystalline materials

نویسنده‎ Vladimir Novikov: ‎


چیپس سیب زمینی

صفر تا صد تهیه چیپس سیب زمینی واردات و صادرات سرانه مصرف در داخل و خارج هزینه تولید
دسته بندی صنایع غذایی
فرمت فایل doc
حجم فایل 99 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 49
چیپس سیب زمینی

فروشنده فایل

کد کاربری 8117

واژه فرآورده های سوخاری سیب زمینی به طور عمده به چیپس و فرنچ فرایز (خلال سوخاری) اتلاق میشود.

چیپس یک واژه آمریکایی است که به برش نازک سیب زمینی در چربی یا روغن گفته میشود، در انگلستان نام" کریسپ" را بر روی این فرآورده گذاشته اند.

چیپس تا رطوبت 2 درصد در روغن سرخ میشود. رنگ زرد روشن با طعم و مزه مطلوب و بافت ترد دارد. علاوه بر این چیپس باید کمتر از 15 درصد تاول و کمتر از 10 درصد عیوب جزئی و کمتر از 5 درصد عیوب عمده داشته باشد و میزان چربی آن نیز باید بین 40-32 درصد باشد. ودر ادامه مطالب به ریز تحقیقات و بررسی می پردازیم


تفاوت زندگی نامه دینی دونسل( بررسی نمونه ای از فرزندان دهه 60 و والدین آنها

دوراک کودکی تا اونجا که یادم می یاد خیلی شیطون بودم و همیشه صدای دیگرانو در می آوردم هر چی پول از پدرم یا مادرم می گرفتم همه رو خوراکی می خریدم ومی خوردم ولی خواهرهای دیگه ام یا جمع می کردن یا می رفتن کتاب و مجله اینا می خریدن ولی من یا همه رو می خوردم یا عکس می خریدم، گوگوش اون موقع که ما نوجوون بودیم خواننده ی محبوب همه بود همیشه عکس هاشو جمع می
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 340 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 103
تفاوت زندگی نامه دینی دونسل( بررسی نمونه ای از فرزندان دهه 60 و والدین آنها

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول:کلیات

1-1مقدمه................................. 2

1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4

1-3بیان مسئله............................ 5

فصل دوم:روش تحقیق

2-1روش تحقیق............................. 8

2-2روش انتخاب نمونه...................... 9

2-3روش گردآوری داده ها.................. 10

2-4مشکلات و تنگناها...................... 10

فصل سوم:پیشینه ی تحقیق

3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13

- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13

- فردگرایی و دین داری................. 14

- نظریه ی سکولار شدن................... 15

- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15

- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16

- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16

- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17

- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17

- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18

-

فصل چهارم: یافته های تحقیق

4-1داده های ناظربه واقع................. 20

4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20

4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25

4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25

4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25

4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28

4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32

4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41

4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46

4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49

4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49

4-3-2هدف زندگی.......................... 66

4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70

4-3-4ناامیدی............................ 73

4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77

4-3-6معنای مرگ.......................... 81

4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87

4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89

4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92

4-4دین.................................. 94

4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94

4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97

4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101

فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق

نتیجه گیری تحقیق ....................... 108

منابع .................................. 114

ضمائم .................................. 116

- متن مصاحبه نامه ...................... 117

- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول:کلیات

1-1مقدمه................................. 2

1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4

1-3بیان مسئله............................ 5

فصل دوم:روش تحقیق

2-1روش تحقیق............................. 8

2-2روش انتخاب نمونه...................... 9

2-3روش گردآوری داده ها.................. 10

2-4مشکلات و تنگناها...................... 10

فصل سوم:پیشینه ی تحقیق

3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13

- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13

- فردگرایی و دین داری................. 14

- نظریه ی سکولار شدن................... 15

- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15

- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16

- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16

- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17

- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17

- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18

-

فصل چهارم: یافته های تحقیق

4-1داده های ناظربه واقع................. 20

4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20

4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25

4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25

4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25

4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28

4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32

4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41

4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46

4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49

4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49

4-3-2هدف زندگی.......................... 66

4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70

4-3-4ناامیدی............................ 73

4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77

4-3-6معنای مرگ.......................... 81

4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87

4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89

4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92

4-4دین.................................. 94

4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94

4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97

4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101

فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق

نتیجه گیری تحقیق ....................... 108

منابع .................................. 114

ضمائم .................................. 116

- متن مصاحبه نامه ...................... 117

- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123

تاریخ تولد: 22/1/1335 شغل پدر: تراشکار شغل مادر: خانه دار شغل خودتون: خانه دار هستم ولی خیاطی
می کنم دین : اسلام – شیعه اهل: قزوین تحصیلات: سیکل ماشین: یه پراید داریم مسکن: استیجاری درآمد: شوهر مغازه ی کفش فروشی داره درآمدش بد نیست خدا رو شکر بستگی به فروشش داره هزینه ی خانواده در ماه: بالای 500 هزار تومن تعداد اعضای خانواده : 4 نفر

2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون ، اعضای خانوادتون، اتفاقاتی که مهم بوده براتون هر چی به ذهنتون می رسد بگید؟

دوراک کودکی تا اونجا که یادم می یاد خیلی شیطون بودم و همیشه صدای دیگرانو در می آوردم هر چی پول از پدرم یا مادرم می گرفتم همه رو خوراکی می خریدم ومی خوردم ولی خواهرهای دیگه ام یا جمع می کردن یا می رفتن کتاب و مجله اینا می خریدن ولی من یا همه رو می خوردم یا عکس می خریدم، گوگوش اون موقع که ما نوجوون بودیم خواننده ی محبوب همه بود همیشه عکس هاشو جمع می کردم یه دفه آقام خدا بیامرز پیداشون کرده بود همه رو آتیش زد و با من کلی دعوا کرد من تا چند روز لب غذا نمی زدم آخه خانواده ی ما خیلی مذهبی بودن اصلا با این جورچیزا مخالف بودن به خاطر همینم من خیلی باهاشون مشکل داشتم خوب اون وقتا زمان طاغوت بود دیگه همه آزاد بودن ولی پدرما می گفت نه شماها باید حجاب داشته باشید ما هم که جوون بودیم و دلمون می خواست مثل بقیه بگردیم ، دوران سختی رو می گذروندم که با دوست برادرم آشنا شدم چند بار اومده بود خونمون و همدیگرو دیده بودیم، هم من از اون خوشم می یومد هم اون از من بعد از یه مدت رفت و آمد از من خواستگاری کرد و با هم ازدواج کردیم واقعاً که بهترین روزهای زندگیم بود اون چند سالی که با اون خدا بیامرز زندگی کردم واقعاً مرد نمونه ای بود ولی عمرش به دنیا نبود به قول معروف
می گن خدا خوبهارو گل چین می کنه و زودتر می برتشون واقعاً هم همنیطور بود، 5 سال ما با هم زندگی کردیم و یه دختر 4 ساله داشتیم که اون حادثه پیش اومد و در اثر آتیش سوزی تو محل کارش فوت کرد. تولیدی کفش داشتن.

تا 7 سالگی دخترم پیش من بود ولی بعدش خانواده ی شوهرم می خواستن ببرنش پیش خودشون ولی من به هیچ قیمتی حاضر نبودم تا اینکه پیشنهاد دادن که زن برادرشوهرم بشم واقعاً برام سخت بود چون مثل برادرم می موند ولی به خاطر بچه قبول کردم وزنش شدم الان به جز دختر اولیه دو تا بچه ی دیگه همه دارم یه دختر و یه پسر.

3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بوده اند چه کسانی بودند؟

از آدم های مهم زندگیم مادرشوهرم بوده که واقعاً حق مادری به گردنم داشته و خیلی چیز ازش یاد گرفتم و همسر دومم که بردارشوهرم بوده چون فداکاری بزرگی کرد و جوونی خود شو به پای من و دخترم گذاشت.

4- در حال حاضر در مورد خودتان چه طور فکر می کنید؟ و چی باعث می شه زندگیتون معنا پیدا کنه و براتون ارزش پیدا کنه.

در مورد خودم خوب فکر می کنم خودمو دوست دارم و به زندگیم خودم سعی می کنم که معنی بدم خیاطی
می کنم کلاس ورزش می رم، شنا می رم نمی زارم به خودم بد بگذره.

قسمت دوم

1- در حال حاضر کدام روابط از نظر شما در زندگیتون اهمیت بیشتری داره؟

رابطه با اعضای خانواده، روابط غیرخانوادگی رابطه با دوستان یا همکاران یا هر رابطه ی دیگه ای.

اول رابطه با اعضای خانواده چون خانواده ی خوب و صمیمی هستیم وبعد از اون رابطه با دوستان که هر چند وقت یکبار به هم دیگه سر می زنیم و از حال هم با خبریم ، دوست خیلی خوبه آدم با هاش دردو دل می کنه سبک می شه.

2- از وقتی کودک بودین تا الان در مورد پدرتون چه طوری فکر می کردید چه ویژگی های برجسته ای داشتی و به چه چیزهایی علاقه داشتند؟ در مورد مادرتون هم توضیح بدید؟

پدرم مرد خوبی بود خوش اخلاق ، مهربون با محبت علاقه اش بیشتر به بچه ها و نوه هاش بود و خیلی هم مذهبی و اهل نماز و روزه بودن مادرم هم همین طور خیلی خوب و مهربون بود ولی نه اندازه ی بابام بعضی وقتا عصبانی می شد و سر یه سری چیزا خیلی سخت گیری می کرد.

آیا پدر ومادرتون متدین بودند؟

بله ولی پدرم خیلی بیشتر از مادرم بود و بیشتر اهمیت می داد که اطرافیان یا افرادی که باهاشون ارتباط برقرار می کند دین دار هستند یا نه مخصوصاً نسبت به بچه هاش خیلی حساس بود ولی مادرم نه سرش توکار خودش بود، حجابش، نمازش همه چیزش واسه خودش بود.

3- اشخاصی در زندگیتون بودند که در شکل دادن نگاهتون به زندگی تاثیر گذاشته باشند یا تغییرش داده باشد؟

بله بهتون گفتم مادرم شوهرم بودن که من خیلی چیزا تو زندگی ازش یاد گرفتم.

4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که زندگیتون را تغییر داده باشه و یا زنگ خاصی به اون زده باشه؟

بله فوت همسر اولم خیلی رنگ بدی به زندگیم زد ما داشتیم با عشق زندگی می کردیم من تا چند وقت دیوونه شده بودم روزی یکبار باید سرم می زدم با هیچ کس حرف نمی زدم، انقدر گریه می کردم که از هوش می رفتم خیلی روزهای سختی بود برام و فکر نمی کردم دیگه بعدش بتونم ازدواج کنم ولی به خاطر بچه این کارو کردم.

5- آیا لحظاتی رو در زندگی تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین ؟

بله ازدواج دختر بزرگم واقعاً برام لذتبخش بود چون یک مقدار سخت به فرد مورد علاقه اش رسید و من خیلی براش نگران بودم ولی بعدش دیگه خیالم راحت شد.

6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه بوده؟ چقدر بر منوال آنها عمل کردید؟ والان این ممنوعیت ها کدام هاهستند؟

ممنوعیت زیاد بوده می گم که پدرم خیلی مذهبی بود یه عقایدی داشت نمی زاشت تنها از خونه بریم بیرون با دوست زیاد رفت و آمد کنیم صبح تا شب تو خونه بودیم و باید کارهای خونه رو می کردیم . خوب ما هم مجبور بودیم هر چی می گن گوش بدیم دیگه، احترام می زاشتیم بهشون. الان دیگه معنویتی وجود نداره در واقع همون نگرانی ها رو من الان درمورد بچه های خودم هم دارم و الان می فهمم که چرا اون وقت اینطوری بوده.

7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشتیه باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی معنی بوده براتون اهمیت پیدا کند؟ یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش براتون بی اهمیت بشه؟

بله یه شخصی بود، یه دوستی من داشتم که خیلی برام مهم و قابل اطمینان بود و من همیشه هر حرفی داشتم بهش می گفتم خیلی با هم صمیمی بودیم ولی من متوجه شدم که این آدم پشت سرمن می شینه حرف می زنه و حتی حرف هایی که من بهش گفته بودم و بین خودمون بود فقط از زبون دیگران شنیدم و خیلی ناراحت کننده بود برام و واقعا دیگه ارزش خودشو پیش من از دست داده و یکی هم اینکه من تو نماز خوندن یه مقدار سست بودم یعنی گاهی وقتا می خوندم گاهی وقتا نمی خوندم ولی الان دیگه سعی می کنم هیچ وقت ترک نکنم.

قسمت سوم

1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید زندگیتون براساس اونها شکل می گیره و در راهبری زندگیتون براتون اهمیت داره؟ به عنوان مثال مسائل مادی هستند اخلاقه مذهبه یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر
می کنید؟

بله مسائل عادی خیلی مهمه آدم اگر پول داشته باشه آسایش و رفاه هم به دنبالش داره ولی مهم تر از او سلامتیه، اخلاق خوبه و مذهب هم که جای خودشو داره تو زندگی همه

2- هدف زندگیتون چیه؟

اینکه بیشتر از این پیشرفت کنم، موفقیت بچه هامو ببینم و تلاش کنم واسه زندگیشون.

3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود دارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و به اونها عمل کنند؟

نه اینطوری نیست هر کس یه عقیده و باوری داره و براساس باورهای خودش زندگی می کنه نمی شه گفت همه باید مثل هم فکر کنند.

4- آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که براتون مفهوم دارند و باارزش هستند؟

بیشتر عکس های قدیمی و یادگاری هایی که از قدیم دارم برام خیلی با ارزشه یاد روزهای خوب زندگیم
می افتم مخصوصاً عکس هایی که با شوهر خدابیامرزم دارم خیلی برام مهم هستند.

5- اعتقادات و ارزش های چقدر براتون مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگیتون بروز پیدا می کنند به عنوان مثال در زمانهایی که دچار بحران هستید یا تو خطر هستید یا وقتایی که می خواهید تصمیم مهمی بگیرید یا سر دو راهی قرار دارید؟

اعتقاداتم خیلی برام مهم بوده و خیلی جاها کمکم کرده مخصوصاً زمان هایی که تو بحران بودم، مشکل داشتم واتفاق بدی برام افتاده مثل وقتی که همسرم رو از دست دادم یا پدر و مادرم رو یا وقتایی که تو خانواده یه مشکلی پیش ی یاد بحران مالی بوجود می یاد همیشه ازخدا کمک خواستم وخواستم که بهم صبر بده.

6- وقتی شما در زندگی قراره تصمیم مهمی بگیرید چه طوری دست به تصمیم گیری می زنید؟

فکر می کنم ، سبک سنگین می کنم تا زمانی که مطمئن بشم تصمیمی که می خوام بگیرم درسته، با دیگران هم مشورت می کنم با افرادی که تجربه دارن ولی نهایتاً تصمیم آخر رو خودم می گیرم.

7- آیا به نظر شما برای زندگی انسان طرحی از قبل تعیین شده وجود داره یعنی نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارند؟

بله وجود داره بعضی از اتفاقات هستند که واقعاً کنترلش از دست انسان خارجه و نمی شه کاریش کرد ولی بعضی از چیزها هم به خود آدم بستگی داره تا حد خیلی کمی چون در آخر باز همون چیزی می شه که خدا
می خواد به قول معروف می گن اگر خدا نخواد حتی یه برگ از درخت نمی یوفته.

8- وقتی که به شدت ناامید و دلسرد می شدید چی باعث می شه دوباره امیدتون روبدست بیارید و تجدیدش کنید؟

یاد خدا اول بعدشم اینکه یه اتفاق جدید بیوفته یه خبر خوب بشنوم یه جوری بشه که از حال و هوای خودم بیرون بیام.

می شه یک مثال بزنید؟ مثلا ما چند وقته پیش یک مقدار پول یه جا سرمایه گذاری کردیم ولی بعد از یه مدت پولمون رو خوردن و کلاهبردار از آب در اومدن واقعا ناامید کننده بود چون خیلی به خاطر اون پول زحمت کشیده شده بود و دست رنج چند سال کارکردن بود. از یک طرف به فکر آینده ی بچه ها بودم ازیک طرف به فکر شوهرم که زحمت هاش به باد رفته بود و خلاصه وضعیت خیلی بدی بود.

9- وقتی به آینده فکر می کنید چی باعث می شه که احساس نگرانی بکنید؟ برای خودتون ، برای کسایی که بهشون علاقه دارید برای جامعه یا هر چیز دیگه؟

اول برای بچه هام نگرانم که سالم زندگی کنند وخوشخبت بشن و بعد از اینکه قرار پیر بشم نگرانم چون دوست ندارم از دست و پا بیوفتم دلم می خواد تا لحظه ی آخر عمرم روی پاهای خودم باشم و سربار کسی نباشم همین.

10- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟

مرگ معنای جدایی، دوری، دلتنگی خیلی سخته مخصوصاً از دست دادن عزیزان خیلی سخته.

وقتی می میریم می ریم توی یه دنیای دیگه که اونجا باید جوابگوی کارهامون تو این دنیا باشیم.

11- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیشتر از دیگران رنج می برند؟

چون زندگی رو سخت می گیرن و فکر می کنند فقط مشکل خودشون مشکله در صورتی که واسه همه هست یکی از فقر رنج می بره یکی از مریضی یکی از دست بچه هاش فرقی نمی کنه همه رنج می برن ولی بعضی از آدما بامشکلاتشون کنار می یان بعضی ها نه .

12- آیا به نظر شما زندگی مطابق باتلاش هر کس بهش پاداش می ده و کسی که فقیره دلیش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟

بله خوب هرکس هر چقدر تلاش کنه همونقدر هم پاداش می گیره ولی یکی می بینی بلد نیست چه جوری خرج کنه یا خرجش بیشتر از درآمدشه یا بدهکاره یا پس انداز نمی کنه به هر حال زحمت می کشه و همونقدر هم پاداش می گیره ولی طریقه ی استفاده ازش رو نمی دونه و اشتباه زیاد می کنه .

13- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟

بله بالاخره یه روز تموم می شه ولی زمانش مشخص نیست.

قسمت چهارم

1- آیا شما تجربه های دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یامراسم خاصی که رو شما از نظر دینی تاثیر گذاشته باشه وتحت تاثیر قرار گرفته باشید؟

نه خیر پیش نیومده البته جاهای زیارتی زیاد نرفتم به جزه مشهد و بعضی از امامزاده ها و اینکه بخواد متحولم بکنه نه نشده ولی خیلی بهم آرامش می ده و سبک می شم.

2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟

احساس خوبی نسبت به خودم دارم همیشه سعی می کنم خوش اخلاق باشم و به دیگران کمک کنم تا اونجا که بتونم .

3- ایا خودتون را فرد دین داری می دونید؟ چرا؟

تا حدودی بله در این حد که نمازمو بخونم، روزه بگیرم، حجابم رو رعایت کنم و حلال و از حروم تشخیص بدم بله .

4- وقتی که شما خدارو می پرستید چه احساسی دارید؟

احساس آرامش ، سبکی و خیلی احساس خوبی دارم.

5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته ؟ چرا؟

خیلی ها دینشون از من کامل تره ولی من فکر می کنم نگاه دینیم درست باشه چون علاوه بر اون چیزایی که گفتم رعایت می کنم سعی می کنم همیشه کاری کنم که خدا ازم راضی باشه و بنده های خدا رو شادکنم تا این حدش از دست من بر می یاد حالا اگر خدا قبول کنه.

6- گناه از نظر شما چیه و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟

گناه اینه که برخلاف دستور خدا عمل کنی و اینه که مردم رو از دست خودت ناراحت کنی و به برنجونی من یه وقتا احساس گناه می کنم ولی بعدش سعی می کنم هر طور شده این احساس رو از خودم دور کنم چون خیلی احساس بدیه و دردآوره.

7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه و اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره ؟

تا حدودی به هم مربوط می شه ولی من خیلی از آدم ها رو دیدم که دین دار نبودن ولی اخلاق پسندیده ای داشتن نمی شه گفت صد درصد اینطوریه.

8- چه وقت شما احساس می کنید و زندگیتون دارید رشد می کنید یا با اون کش مکش دارید؟ و فکر می کنید تا چه زمانی می تونید رشد کنید؟

دیگه فکر نمی کنم بیش تر از این بتونم رشد کنم هر چقدر می خواستم رشد کنم تا الان کردم الان دیگه امیدم به بچه هاس که خوشبخت بشن و راه زندگیشون رو پیدا کنن.

9- به نظر شما ایمان کامل و رشد یافته چه ایمانیه و چه ویژگی هایی داره؟

اینه که همه ی دستورات خدا مو به مو انجام بشه و همیشه نیت آدم رضای خدای باشه.

تاریخ تولد:13/3/1368 شغل پدر : مغازه دار (کفش فروشی) شغل مادر: خانه دار اهل : تهران دین: اسلام- شیعه تحصیلات: دیپلم

2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایطی که داشتید در خانواده، در مورد افراد خانوادتون، دوستانتون ، افرادی که براتون مهم بودن یا اتفاقات خاصی که براتون افتاده؟

دوران کودکی ما تو خونه ی مادربزرگم زندگی می کردیم همش در حال بازی و خنده بودیم ، دوست و همبازی زیاد داشتم همیشه بابچه های دیگر جلوی در کوچه فرش می انداخیتم می نشستیم خاله بازی
می کردیم، عروسک هامون بچه هامون بودن یکی مامان می شد یکی بابا می شد خیلی خوش می گذشت مثلا می رفتیم خونه های همدیگه مهمونی با پفک و بیسکویت از هم پذیرایی می کردیم خیلی خوب بود بهترین دوران زندگی فکر می کنم کودکی باشه.

چون مادربزرگم هنوز از اون خونه نرفتن هنوز هم دوستای دوران کودکی مو می بینم و یاد اون روزها
می افتیم با هم دیگه ، به جز خودم یه برادر و یه خواهر دارم که ازخودم بزرگ ترن چون من خیلی شیطون و پر سرو صدا بودم اونا خیلی حوصله ی منو نداشتن ، باهام زیاد خوب نبودن ولی یواش یواش که بزرگ تر شدم رابطه ام باهاشون بیشتر شد با برادرم که از خودم 2 سال بزرگتره زیاد خوب نبودم همیشه با هم دعوا می کردیم الانم بعضی وقتا اینطوریه ولی باخواهر بزرگتم خیلی خوبیم البته ازدواج کرده ولی خیلی خوبیم. دیگه اتفاق خاص اینکه یک بار از بالکن پرت شدم پایین دستم شکست عمل کردم همین. ولی دوران نوجوونی خیلی دوران بدیه آدم آزاد نیست.

باید اونجوری که دیگران دوست دارن. زندگی کنی، اونجوری که پدر و مادر می گن رفتار کنی، من خیلی به مشکل خوردم مخصوصاً بامادرم خیلی گیر می ده نمی زاره زندگیمونو بکنیم چپ می ری گیره می ده راست می ری گیر می ده خستم کرده ولی فکر می کنم تا زمانی که با اونا زندگی می کنم وضعیت همینه.

3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بودند چه کسانی هستند؟

آدم ها خیلی روم تاثیر گذار بودن مثلا من خیی از کارها رو نمی دونستم اشتباهه ولی وقتی دیگران بهم گفتن روم تاثیر گذاشته و اون کار و دیگه انجام ندادم، بیش تر خواهرم بوده ودختر عمه ام که از من 10 سال بزرگ تره همیشه حرفمامو به این 2 تا می گم باهاشون مشورت می کنم و خیلی کمکم می کنن.

4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید ؟ و چطوری به زندگیتون معنی می دید؟ چی از همه بیشتر براتون ارزش داره؟

یه آدم معمولی هستم، خیلی خودمو آدم ساده ای می دونم ، حرفای دیگران خیلی زود روم تاثیر می زاره، زودگول می خورم و اصلا نمی تونم به کسی نه بگم نه گفتن واسم خیلی سخته.

آرایش کردن رو خیلی دوست دارم، تمیزی رو خیلی دوست دارم دلم می خواد همیشه همه جا تمیز ومرتب باشه خوردن و خیلی دوست دارم و دلم می خواد با دوستام برم بیرون ولی مامانم نمی زاره.

قسمت دوم

1- در حال حاضر کدوم روابط از نظر شما اهمیت بیشتری براتون داره ؟رابطه با خانواده، با دوستان یا افراد دیگه؟

الان من بیشتر با خانوادم رابطه دارم و با افراد فامیل و فقط با یکی از دوستام در ارتباطم که اونم همه ی خانوادم می شناسنش.

2- در مورد پدرتون از دوران کودکی تا الان چطور فکر می کردید؟چه ویژگی هایی دارن وعلاقه شون بیشتر به چه چیزاهایی هست ؟ در مورد مادرتون هم همین ها رو بگید؟

پدرم خیلی آدم زحمت کشی ، آدم خیلی خیلی خوبیه رابطه ش با من خیلی خوبه رابطه ی منم با اون خیلی خوبه می تونم بگم تنها کسیه که تو خانواده طرفدار منه و همیشه ازم دفاع می کنه خیلی دوستش دارم. به پرنده خیلی علاقه داره مخصوصا قناری. مادرم هم خیلی خوبه و رابطمون با هم دیگر بد نیست می شه گفت خوب ولی خیلی باهم دیگه سر همه چیز دعوامون می شه مادرم اخلاقش طوریه که دلش می خواد همیشه همونی چیزی بشه که اون می گه دلش می خواد حرف اول و آخرو خودش بزنه ولی من اینطوری دوست ندارم.

آیا پدر و مادرتون متدین هستند؟ به چه معنا

بله نماز می خونن، خدا رو قبول دارن مادرم همیشه حجابش رو رعایت می کنه چادر سر می کنه ولی خیلی خشک نیستند در حد معمولی.

3- آیا اشخاصی در زندگیتون بودند که نگاهتون رو نسبت به زندگی تغییر داده باشند؟

نه خیر چنین شخصی نبوده تو زندگیم، بودن کسایی که باهاشون حرف زدم مشورت کردم و به حرفشون گوش دادم ولی کسی که بخواد نگاهمو طرز فکرمو تغییر بده نه نبوده.

4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که روزندگیتون خیلی تاثیر گذاشته و رنگ خاصی به اون زده؟

بله بوده من یه شخصی رو خیلی دوست داشتم برادر دوست صمیمی خودم بود که خیلی اون آدم واسم مهم بود و دوستش داشتم و فکر می کردم که اون هم منو دوست داره دلم می خواست تا آخر عمر همدیگرو دوست داشته باشیم ولی فهمیدم که امکانش نیست و ما نمی تونیم باهم دیگه باشیم و خیلی برام ناراحت کننده بود و می تونم بگم ضربه ی روحی خوردم تو این مسئله و دیگه از اون به بعد دلم نمی خواد به هیچ پسر دیگه ای فکر کنم.

5- آیا در زندگیتون لحظاتی را تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین (برای مثال در طبیعت مثل لذت بردن از آرامش دریا، یا در تجربه های عاطفی و عاشقانه یا از دیدن زیبایی ها یا برقراری یک ارتباط الهام بخش)

بله خیلی بوده مثلا زمانی که فرد مورد علاقه ام رو می بینم حتی شاید از فاصله ی 100 متری ولی احساس لذت می کنم یا زمانی که در کنار دوستام هستم مخصوصاً ندا که صمیمی ترین دوستمه و من بردارش رو دوست دارم یا وقتایی که با خانواده می ریم مسافرت، گردش و از طبیعت هم خیلی لذت می برم از جنگل جایی که سرسبزه باشد.

6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه چیزهایی بوده ؟ چقدر شما برطبق اونها رفتار کردید؟ و چقدر این محدودیت ها در زندگی شما تغییر کرده؟

خیلی بوده مثل دانشگاه رفتن که دوست دارم ولی مادرم اصلا دوست نداره و اجازه نمی ده من برم دانشگاه وخیلی چیزای دیگه تنها جایی نباید برم فقط باخودش می رم خونه ی دوستان نباید برم، آرایش نباید بکنم، با دوستام نباید بیرون برم و من دوست دارم همه ی این کارها رو انجام بدم چون هم سن و سال های خودم اینطوری هستند ولی چون خانوادم نمی زاره خوب منم مجبورم که تابع اونها باشم وفکر نمی کنم هیچ وقت تغییر کنه تا زمانی که شوهر کنم البته اگر شوهرمم از مادرم بدتر نباشه.

7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی اهمیت بوده براتون ارزشمند و با معنا شده باشه یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش اهمیت خودشونو از دست بدن؟

بله همین دوستم ندا خیلی باهم صمیمی بودیم و خیلی برام با ارزش و مهم بود ولی یه کارایی کرد که دیگه عقیده ی منو نسبت به خودش عوض کرد و دیگه اون ارزش سابق رو واسه ی من نداشت ولی بعدش دوباره خودش فهمید که اشتباه کرده و از دلم درآورد.

قسمت سوم

1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید در راه بری و پیشبرد زندگیتون براتون اهمیت دارند چه چیزهایی هستند؟ به عنوان مثال به مادیات بیشتر اهمیت می دید یا اخلاق یا مذهب یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر می کنید؟

مهم تر نیش درست زندگی کردنه، سالم زندگی کردن و با دیگران خوب رفتار کردن و بعد از اینا مادیات هم خیلی تو زندگی مهمه و نوع زندگی آدم رو تعیین می کنه یعنی اینکه تو آسایش زندگی کنی یا تو سختی.

2- هدف زندگیتون چیه؟

من فکر می کنم هدف همه تو زندگی مردنه چون آخرش به مرگ ختم می شه ولی در حال حاضر هدفم اینکه ازدواج کنم بایه آدم خوب که منو درک کنه ، بچه دار بشم و شاید بعد از ازدواج تازه زمانی باشه که بتونم هدف های زندگیمو تعیین کنم چون الان خانوادم نمی زاره مثلاً شاید درس بخونم و ادامه تحصیل بدم ویا سرکار برم و خیلی از کارهای دیگه که دوست دارم ولی الان نمی تونم انجام بدم.

3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجوددارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و بهشون عمل کنند؟

نه وجود نداره به نظر من هر کس هر عقیده ای که خودش بخواد می تونه داشته باشه و راهی رو که خودش می خواد واسه زندگیش پیدا کنه.

4-آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم باارزشی برای شما داشته باشند؟

من بیشتر به مراسمی که توش شادی باشه جشن باشه دوست دارم اشیاء نه زیاد برام مفهوم ندارند.

6- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر برای شما مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگی شما بروز پیدا می کنند؟ مثلا زمان هایی که در بحران هستید زمان هایی که می خواهید تصمیم گیری کنید و بر سر دو راهی قرارا دارید یا وقتایی که خطر هستید یا هر زمان دیگه ای ؟

نمی دونم عقیده من اینکه که آدم فقط باید انسانیت داشته باشه بامردم خوب رفتار کنه و اخلاقش خوب باشه نخواد سر کسی کلاه بذاره، دوز و کلک نداشته باشه و روراست باشه فکر می کنم خدا هم همین چیزا رو
می پسنده.

7- وقتی که شما در زندگی قرار است تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟

بیشتر با دیگران که تجربه شون از من بیشتره مشورت می کنم، مثلا بیشتر باخواهرم و اون بهم می گه که چی کار بکنم.

8- آیا به نظر شما زندگی از قبل طراحی شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان در زندگیش تاثیر دارند؟

نه اینطوری نیست خدا به آدم عقل داده، فکر داده که خودش واسه خودش زندگی کنه و از قبل تعیین نشده که مثلا تو فلان روز فلان اتفاق باید بیوفته به نظر من خود آدم زندگیشو درست می کنه.

9- وقتی که به شدت ناامید و سرد هستید چی باعث می شه امیدتون رو دوباره بدست بیارید یا حفظش کنید ؟ مثال بزنید؟

تا وقتی که دوباره یه اتفاق جدید بیوفته، یه چیزی خوشحالم کنه باید خبر خوبی بشنوم یا با دیگران صحبت کنم مثلا وقتایی که با مامانم دعوام می شه سر مسائلی الکی انقدر تو اتاقم می مونم و آهنگ گوش می دم تا یه اتفاق جدید بیوفته یه نفر بیاد خونمون یا جا بریم یا هر چیز دیگه.

10- وقتی در مورد آینده فکر می کنید چی باعث می شه احساس نگرانی و ناآرامی کنید؟ برای خودتون یا برای کسایی که به اونها عشق می ورزید برای جامعه یاهر چیز دیگه ای؟

اینکه نمی دونم در آینده قراره چه اتفاقی بیوفته نگران کننده اس من مثلا با چه کسی ازدواج می کنم، خوبه ، بده، می تونم باهاش کنار بیام با خانوادش می تونم کنار بیام واز این جور چیزا.

11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟

من از مرگ خیلی می ترسم چون آدم وقتی می میره باید عذاب بکشه می ره توی دنیای دیگه وباید سوال و جواب بشه، مجازات بشه، سخته من خیلی می ترسم.

12- به نظر شما چرا بعضی از مردم بعضی از گروه ها بیشتر از بقیه رنج می برند؟

چون زندگی رو به خودشون سخت می گیرن و فکر می کنند همه چیز سخته.

13- آیا به نظر شما زندگی مطابق با تلاش هرکس بهش پاداش یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟

نه یکی هست می بینی خیلی تلاش می کنه ولی خدا همونجوری که خودش می خواد بهش پاداش می ده به اندازه ای که روز یشه بهش می ده و یا کسی که تلاش کمی می کنه ولی پول زیاد در می یاره حالا از هر راهی.

14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟

نه تا زمان نامعینی پیش می ره و فکر نکنم به پایان برسه.

قسمت چهارم

1- شما تجربه ی دینی مهمی داشتید ؟ مثلا جایی رفته باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه یا یه فرد خاصی یا اینکه اصلا خودتون متحول شده باشید؟

خیلی شده ولی کوتاه مدت بوده مثلا یه جای زیارتی رفتم یا اینکه دیدم یه نفر نماز می خونه یا قرآن می خونه روم تاثیر گذاشته و شروع کردم به نماز خوندن ولی بعد از یه مدت دوباره از سرم افتاده

2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟

احساس پوچی فکر می کنم آینده ای ندارم چون به هیچ کاری مشغول نیستم وبیشتر وقتم داره هدر می ره احساس خوبی ندارم چون بیشتر اون چیزی هستم که دیگران می خوان نه اون چیی که خودم دوست دارم باشم.

3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید چرا؟

من خدا رو دوست دارم ولی نه نماز می خونم نه حجاب دارم نه هیچی حالا نمی دونم دین دارم یا نه دینم اسلامه.

4- وقتی که شما خدا رو می پرستید چی احساسی دارید؟

خیلی احساس خوبی دارم حس می کنم تو آسمون ها هستم و سبک شدم.

5- آیا به نظر شما نگاه دینی تون درسته چرا؟

نه نگاه دینی من درست نیست چون من خودمو مومن ودین دار نمی دونم و هیچ کدوم از کارهای دین رو انجام نمی دم.

6- گناه از نظر شما چیه و چقدر شما در زندگی احساس گناه می کنید؟

گناه اینه که به اون چیزایی که خدا گفته عمل نکنیم، من خودمو خیلی گناه کار می دونم وهمیشه احساس گناه می کنم.

7- آیا به نظر شما دین واخلاق به هم مربوط می شه یعنی کسی که دین نداره اخلاقش هم از بین می ره؟

نه من اینو قبول ندارم چون خیلی از آدم ها رو دیدم که به قول خودشون دین داره هستند ولی اصلا اخلاق خوبی ندارن و خیلی از کارهاشونو من قبول ندارم و خیلی از آدما اصلا دین دار نیستند ولی کارهاشون خیلی درست تره.

8- چه زمانی شما در زندگی احساس می کنید که دارید رشد می کنید یا با زندگی کش مکش دارید ؟ و تا چه زمانی شما می تونید رشد کنید؟

زمانی که اونجوری زندگی کنم که خودم دوست دارم و دیگه کسی واسم تعیین تکلیف نکنه واختیار زندگیمو خودم داشته باشم و دیگران به چشم یه بچه به من نگاه نکن و بفهمند که منم بزرگ شدم ومی تونم واسه زندگیم تصمیم بگیریم آدم تا آخر عمر می تونه پیشرفت کنه تا وقتی که سالمه و عقلش کار می کنه.

9- به نظر شما ایمان بالغ و رشد یافته چه ایمانیه و شخص مومن باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

نمی دونم خودمو در حدی نمی دونم که بخوام به این سوال جواب بدم ولی فکر می کنم همین که آدم به یاد خدا باشه کافیه.

تاریخ تولد: 5/1/1332 شغل پدر : پدر نداشتم از 3سالگی ما رو گذاشت رفت شغل مادر: خانه دار بود شغل خودتون: قبلا تو مهدکودک مربی بودم الان خانه دار اهل: افشاریه (طرف قزوین) تحصیلات: تا کلاس 6 قدیم مسکن : شخصی ماشین: بله پراید داریم

2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجونی ، جوونی تا الان هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون، افراد خانوادتون، وضعیت زندگیتون هر چی به ذهنتون می رسه بگید؟

دوران کودکی ما تهران زندگی می کردیم شرایطمون هم از الان خیلی بهتر بود تو کودکی من نه خواهری داشتم نه برادری نه پدری من بودم ومادرم زیاد نمی تونم بگم توچه خانواده ای زندگی می کردم مادرم می گه وقتی من 3 سالم بوده پدرم گذاشته رفته و من تا چشم باز کردم دیدم نیست و هیچی راجع به پدر نمی دونم چون محبتی ندیدم و فکر می کنم همه ی پدرا بدن الان یکی می گه من پدرمو خیلی دوست دارم تعجب می کنم چون از محبت پدر دختری چیزی نفهمیدم. مشکلات اقتصادی مثل الان نبود هر چند ما تو شرایط سخت بزرگ شدیم ولی از الان خیلی بهتر بود تو دورن نوجوونی هم که ازدواج کردم سن 15 سالگی بودم که واسم خواستگار اومد و ازدوج کردم ولی تا چند سال بچه دار نمی شدم به خاطر همینم خیلی ناراحت بودم ولی بعدش خدا بهم یه پسر داد بچه ی دومم پسر و سومی دختر شد خلاصه زندگی کردیم تا الان که دیگه بچه ها بزرگ شدن و هر کدوم زندگی خودشونو دارن دخترم تازه عقد کرده ، یه پسرم سربازه و اون یکی هم سرکار می ره، خدا روشکر بچه های خوبی هستن.

3- آیا آدم ها با تجربه هایی بودن که تو زندگی شما خیلی مهم بوده باشن؟

تجربه ی خاصی که نبوده ولی عمو حسن یکی از دوستای قدیمی شوهرمه که مثل برادر بزرگتر تو زندگی واسم ارزش داشته یه موقعی یه اشکالی چیزی داشتیم راهنماییمون می کرد یا می خواستیم تصمیم بگیریم از اون کمک می خواستیم همیشه بهمون کمک کرده.

4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید؟

یه آدم خوب، کاری به کار کسی ندارم، دورو نیستم، دوست ندارم پشت کسی حرف بزنم به کار کسی دخالت کنم روی هم رفته خودمو آدم مثبتی می دونم.

چی باعث می شه زندگی براتون معنی پیدا کنه یعنی چی تو زندگیتون از همه چیز بیشتر براتون ارزش داره؟

الان دیگه فقط بچه ها من که خوشبخت بشن اینا برام با ارزش داره دیگه چیز دیگه ای نیست.

قسمت دوم

1- در حال حاضر رابطه با چه کسانی در زندگیتون اهمیت بیشتری داره براتون ؟ با اعضای خانواده با دوستان، همکاران یا هر افراد خاص دیگه.

با خانوادم با دوست زیاد رابطه ندارم الان همه چیزم شده همین خانوادمو بچه هام

2- در مورد پدرتون که خوب توضیح دادین، در مورد مادرتون از دوران کودکی تا الان چطورفکر می کردین چه ویژگی هایی دارن مادرتون و به چه چیزهایی علاقه دارن؟

مادرم تا دلتون بخواد خوب بود ، زن خوب، فداکار به خاطر من یدونه بچه نه شوهر کرد نه چیزی تا منو بزرگ کرد و شوهر داد برعکس پدرم هر چه مادرم مهربونو فداکار بود پدرم بدجنس . مادرم بیشتر به خیاطی علاقه داشت و به من از همه چیز بیشتر علاقه داشت.

آیا مادرتون متدین بودن؟ بله خیلی اهل نماز و روزه و حجاب بودن حتی دامادش هم تا حالا موها شوند ندبده، خیلی ساده می گشت و خیلی زن ساده ای بود.

3- آیا شخص یا اشخاصی تو زندگیتون بوده که نگاهتون رونبست به زندگی تغییر داده باشه؟

نه خیر اصلا نبوده.

4- آیا شکست ها یا بحران هایی تو زندگیتون بوده که زندگیتون رو تغییر داده باشه؟

نه خوب از وقی ازدواج کردم زندگیم خوب بوده شوهرمم خوب بوه اونطوری نبوده که اذیت کنه، ناراحتی توش نبوده. البته سختی هم تو همه ی زندگی ها هست ولی من خودم آدمی ام که زیاد به مشکلات توجه نمی کنم اصلا بهشون اهمیت نمی دم و مشکل بزرگی هم تا حالا تو زندگیم بیش نیومده خدا روشکر گذری بوده.

5- آیا تو زندگیتون لحظاتی رو تجربه کردی که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و تو اوج بودین؟

بله به دنیا اومدن بچه هام مخصوصاً پسر اولم چون بعد از 10 سال خدا بهم داد و به دنیا اومدن دخترم که آخرین بچه اس چون دختر خیلی دوست داشتم علاقه ی عجیبی به دختر داشتم.

6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیتون کدوم ها بوده و الان این ممنوعیت ها هستند یا خیر؟

بچگی هام مادرم یه ذره سخت گیر بود خونه ی دوست نمی زاشت برم، بیرون نمی زاشت برم چون قدیمی بود دیگه دوست نداشت اصلاً از جلو چشمش برم اون ورتر.

7- آیا شده تجربه هایی تو زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته (بی معنی بوده براتون ارزشمند و با معنا بشه یا تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش و با معنا براتون بی اهمیت بشه؟

نه نشده اصولاً من نه کاری به کی دارم نه چیزی برام اونقدر مهم نبوده که بعد بخواد اهمیش رو از دست بده.

قسمت سوم

1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید تو راه بری و پیشبرد زندگیتون اهمیت داره و زندگیتون براساس اونها شکل می گیرد؟ مثلا اخلاق، معنویات، مادیات یا هر چیز دیگه ای.

اول صداقت و روراست بودن تو زندگی مهمه اینکه کسی بهت دروغ نگه وبه کسی دروغ نگی و بعد از اون مادیات هم خیلی مهمه چون درسته که پول خوشبختی نمی یاره ولی بی پولی صددرصد بدبختی می یاره .

2- هدف زندگیتون چیه ؟

هیچی دیگه من الان چه هدفی می تونم داشته باشم جز بزرگ بچه هام و به ثمر رسوندن اونها.

3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود داره که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشن و به اونها عمل کنند؟

بله خوب باید باشه اگر نباشه که نمی شه اون وقت هر کس هر جوری دلش بخواد زندگی می کنه هر کاری دلش بخواد انجام می ده نمی شه همه باید قوانین و مقررات رو اجرا کنند به خدا اعتقاد داشته باشن باعث آزار و اذیت دیگران نشن.

4- آیا تصاویر با مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم با ارزشی براتون داشته باشن؟

سفره ی ابوالفضل رو خیلی دوست دارم و بعضی از مراسم های روزه و ختم انعام و اینجور چیزارو.

5- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر در زندگیتون مهم هستند و چگونه تو زندگی تون بروز پیدا می کنند؟ مثلا در زمان هایی که تو بحران هستید یا زمان هایی که سرد و راهی قرار گرفتید و می خواهید تصمیم بگیرید یا مواقعی که تو خطر هستید یا هر زمان دیگه ای )

بیشتر تو زمان هایی که مشکل دارم یا یه چیزی می خوام و می بینم هرکاری می کنم نمی شه در اون زمان از خدا می خوم که کمکم کنه.

می تونید یه مثال بزنید؟ مثلا یکبار پسرم تصادف کرده بود و توی بیمارستان بود و من خودم شخصاً هیچ کاری از دستم برنمی یومد که انجام بدم به خاطر همینم واقعاً از ته دل خدا رو صدا کردم و ازش خواستم پسرمو به من برگردونه و خدا درخواست منو بی جواب نذاشت.

7- وقتی که شما تو زندگیتون قراره تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟

اگر مربوط به خودم باشه به تنهایی ولی بیشتر اوقات با شوهرم و بچه هام مشورت می کنم و با هم دیگه تصمیم می گیریم.

8- آیا به نظر شما زندگی انسان از قبل تعیین شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارن؟

به نظر من خودانسانه که می تونه زندگی خودش رو درست کنه، تقدیر هم هست ولی خود آدم هم باید همت داشته باشه و کوشش کنه.

9- وقتی که به شدت نا امید و دلسرد می شوید چی باعث می شه امیدتون رو بدست بیارید و تجدیدش کنید؟

با گذشت زمان دیگه مجبورم فراموشش کنم، یا مثلا پیش خودم می کم شاید اشتباه بوده ، شاید خدا خواسته یا قسمت بوده و به هر حال یه جوری فراموشش می کنم.

مثال می زنید؟ می گم که مشکلی نداشتم که اونقدر بزرگ باشه یا شاید ازنظر من بزرگ نبوده ولی خوب همون چیزایی که تو زندگی همه هست مثل مریضی، بعضی اوقات مشکل مالی بوده ولی خوب خدا روشکر الان دیگه هیچی نیست.

10- وقتی درباره ی آینده فکر می کنید چه چیزی باعث می شه که شما احساس نگرانی بکنید برای خودتون یا کسایی که بهشون عشق می ورزید یا برای جامعه و یا هر چیز دیگه ام.

اولیش مادیات چون با این وضعیتی که داریم پیش می ریم فکر می کنم تا چند سال دیگه مجبوریم از گرسنگی بمیریم، بیشتر نگران آینده ای بچه هام که با این وضعیت چطوری می خوان تشکیل زندگی بدن واقعا سخته امیدوارم فقط خدا کمکشون کنه.

11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟

مرگ یه تقدیر الهی دیگه هر وقت آدم قسمتش باشه باید بره دیگه هیچ کس نمی مونه تو این دنیا بمونه.

ولی بعد از اینکه می میریم نمی دونم چی می شیم که من میگم هر چی هست آدم تو این دنیا می کشه حالا شاید یه دنیای دیگه ای هم باشه ولی من می گم آدم خوبی وبدی رو تو همین دنیا تقاصش رو پس می ده و
می ره .

12- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیش تر از دیگران رنج می برن؟

فکر می کنم به خاطر نداشتن وضع خوب و مادیات باشه یامریضی خیلی ناجور تو خانوادشون دارن ولی در کل از پول نداشتن آدم خیلی عذاب و سختی می کشه.

13- آیا به نظر شما مردم تو جامعه هر کدوم مطابق با تلاششون پاداش می گیرین یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟

خوب اونم شرط ولی شانس هم هست مثلا یه نفر اصلا زحمت نکشیده ولی خوب از اول توی یه خانواده ی پول دار به دنیااومده ولی بعضی ها هم هستند که واقعاً از نداشتن به همه جا رسیدن و از صفر شروع کردن.

14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟

فکر می کنم ادامه داشته باشه حالا می گن امام زمان ظهور می کنه کوه ها از هم می پاشه و همه چیز از بین
می ره ولی فکر نکنم تموم بشه هر نسلی که می یاد همینا رو می گن ولی هیچ اتفاقی هم نمی یوفته، من فکر
می کنم ادامه داشته باشه.

1- آیا شما تجربه ی دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یا تو مراسمی شرکت کرده باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه؟

خوب مکان های زیارتی یا هر مراسمی که شرکت می کنم خیلی روم تاثیر می زاره بهم آرامش می ده ولی اینکه بخواد از نظر دینی متحولم کرده باشه نه نشده.

2- شما وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟

احساس می کنم همین که هستم خوبم چون تلاش خودم رو کردم و چیزی که نذاشتم وهمه کاری رو که فکر می کردم باید انجام بدم انجام دادم.

3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید؟ چرا؟

دین دار نسبت به اونا که انقدر مومن هستند نه که همش نماز بخونم جلسه ی قرآن برم نه ولی تا اونجا که بتونم سعی می کنم یه سری چیزها رو رعایت کنم.

4- آیا شما خدا رو می پرستید؟

بله دیگه همه چیز رو از خدا می خوایم دیگه نمی شه که نپرستیم باید بپرستیم.

وقتی خدا رو می پرستید چه احساسی دارید؟

احساس خوبی دارم احساس می کنم خدا رو دوست دارم و خدا هم منو دوست داره و هرچی می خوام از خدا می خوام.

5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته؟ چرا؟

از نظر خودم بله درسته ولی از نظر دیگران نه چون دیگران همه چیز رو تو ظاهر می بینن اگر ظاهر من شبیه آدم های مومن نباشه از نظر اونا کافرم. ولی از نظر خودم هستم چون کارایی رو که خدا گفته نکن رو سعی
می کنم انجام ندم ولی اینکه بخوام خیلی متعصب باشم و ظاهر ساز باشم نه نیستم.

6- گناه از نظر شما چیه؟ و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟

گناه هم همون چیزایی که خدا گفته نکنیم، دزدی کردن، مال مردم خوردن، با مردهای نامحرم دوست شدن اینا همه گناه.

سعی می کنم کمتر گناه کنم ولی اونقدر هم احساس گناه نمی کنم یه وقتا مثلاً چون نماز نمی خونم احساس گناه می کنم ولی معمولی نه خیلی زیاد.

7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه یعنی اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره؟

بله بالاخره آدم از رودنیش اخلاقش رو درست می کنه چون دین به آدم می گه این کار رو بکن او کارو نکن و از رودین آدم روش زندگیشو انتخاب می کنه اگر دین نبود که هر کس هر کاری دلش می خواست انجام می داد.

8- چه وقت شما احساس می کنید در زندگیتون دارید رشد می کنید و چه زمانی احساس می کنید با زندگی کش مکش دارید و دست به گریبان هستید؟

خلاصه می شه تو بچه هام هر وقت اونا پیشرفت می کنن اونا خوشحالن منم احساس خوبی دارم ولی اگر خدای نکرده به عکسش باشه و یه مشکلی داشته باشن منم ناراحتم.

9- ایمان کامل و رشد یافته از نظر شما چه ایمانیه؟ باشخص مومن باید چه ویژگیهایی داشته باشه؟

ایمان کامل ایمانی که به خاطر خدا باشه و شخص مومن شخصیه که مردم آزاری نکنه، دروغ نگه، غیبت نکنه، به قول معروف می گن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن من اینو خیلی قبول دارم.